فرهاد ميرزا
62
سفرنامه فرهاد ميرزا ( فارسى )
شهر است از جانب خودش و اهالى تفليس به وداع آمده بود . خيلى افسوس مىخورد كه : « شاهزاده زود رفت . خوب است باز از اين راه مراجعت نمايند كه ما به قدوم ايشان خوشوقت بشويم . » از تفليس تا پوتى دويست و هشتاد و نه ورس است . از تفليس تا گورى ما بين شمال مغرب حركت شد . از گورى تا سورام - تا نزديكى كوتايس - ما بين شمال و مغرب حركت شد . از كوتايس تا پوتى نصف راه به جنوب مغرب و نصف راه تا پوتى ، به مغرب است . از كوه سورام كه مىگذرى هواى گرمسير است . اين راهآهن از نزديك گورى و سورام گذشته ، بعداز نزديكى كوتايس مىگذرد تا به پوتى مىرسد . القصه ، چهار ساعت و پنجاه و پنج دقيقه از دسته گذشته به كالسكهء بخار كه شمندفر « 1 » مىگويند نشستيم . « شمن » در فرانسه به معنى راه ، « د » حرف اضافه - در انگليسى بهجاى « آو » - و « فر » بهمعنى آهن است . يعنى راهآهن . هفت ساعت و پنج دقيقه از شب گذشته واگون ايستاد . وارد پوتى شديم . چهارده ساعت و ده دقيقه در راه بوديم . تفصيل مسافت راه از تفليس تا پوتى از اين قرار است : از تفليس نيم ساعت كه راه طى كرديم از كر گذشتيم و كر در طرف يمين [ ما ] افتاد . يك ساعت ديگر كه حركت كرديم باز از كر گذشتيم و كر به يسار ما افتاد . دو ساعت و نيم كه حركت كرديم باز از كر گذشتيم و كر به طرف راست [ ما ] افتاد . در عرض راه شانزده موضع مكث شد كه تقريبا يك ساعت و چهل دقيقه توقف مىكنند . در نزديكى شهر گورى كه در طرف يمين بود به قدر يك ربع مكث شده . شهر گورى شهر قشنگى است . از روبروى او به طرف راهآهن رود كر مىگذرد . از طرف ديگر او دو رودخانه مىگذرد كه داخل كر مىشود . از گورى تا تفليس هشتاد و دو ورس است . قلعهء خوبى در وسط شهر دارد كه ولات قديم گرجستان ساختهاند ، اكنون خراب است و در بالاى تپه واقع است . تا گورى از تفليس يمين راه سه رودخانه به كر ملحق مىشود كه بزرگ آنها سنگا - با كاف فارسى مفتوح - است كه به قدر رودخانهء جاجرود مىشود . در طرف يمين به گورى نرسيده در دامنهء كوه قريهاى است مسمى به اوپلىسىخه كه خانهها را از كوه تراشيده مثل مغارات و كهوف كه قديم متداول بوده . رودخانهء كر از پهلوى آن كوه مىگذرد . از بالاى كوه براى برداشتن آب ، راه ساخته بودند كه اكنون خراب شده است . در راهآهن علاوه بر تلغراف هرچند قدم مستحفظ است . اگر علم سبز را برداشت و بلند كرد ، علامت آن است كه راه سلامت است و اگر علم قرمز را برداشت ، علامت آن است كه راه فى الجمله احتياط دارد ، به آهستگى حركت بكند و اگر علم قرمز و سياه را برداشت علامت آن است كه « شمندفر » را نگاهدارد ، راه خراب است و خطر دارد . شبها فانوس سبز و قرمز نگاه مىدارند . در يك فانوس دو شيشه گذاشته يكى قرمز و يكى سبز . يكى به طرفى و يكى به طرفى نشان مىدهد كه همان علامت علم است .
--> ( 1 ) لفظ فرانسوى Chemain de Fair راهآهن .